top of page

سفرهای بشارتی پولس رسول

  • Writer: FacetoFace Ministry
    FacetoFace Ministry
  • Nov 11
  • 12 min read

Updated: Nov 12


سفرهای بشارتی پولس رسول
سفرهای بشارتی پولس رسول

سفرهای بشارتی پولس رسول به گسترش انجیل در بخش‌های وسیعی از دنیای باستان کمک کرد. در طول خدمت خود، پولس رسول بیش از ۱۰ هزار مایل سفر کرد و دست‌کم ۱۴ کلیسا تأسیس نمود.

کتاب اعمال رسولان سه سفر بشارتی جداگانه را ثبت می‌کند که پولس را از میان سرزمین‌هایی چون یونان، ترکیه، سوریه و نواحی فراوانی که امروزه دیگر در نقشه‌ها یافت نمی‌شوند، عبور داد. برخی از محققان معتقدند که پولس سفری چهارم نیز انجام داده است، زیرا بخش‌هایی از عهد جدید به سفرهایی اشاره دارند که ممکن است پس از وقایع کتاب اعمال رخ داده باشند.

سفرهای پولس نقش مهمی در شکل‌گیری و رشد کلیسای اولیه داشتند. بسیاری از جوامعی که او در این سفرهای بشارتی با آن‌ها برخورد کرد، همان‌هایی بودند که بعداً در نامه‌های شبانی خود به آن‌ها نوشت.

در این راهنما، گام‌به‌گام مسیر پولس را دنبال خواهیم کرد تا ببینیم در چه سرزمین‌هایی سفر کرد و رویدادهای مهمی که در طول راه رخ دادند چه بودند. گاه ممکن است تشخیص تفاوت میان شهرها، ایالات و نواحی باستانی دشوار باشد (و در برخی موارد چند نام مختلف به یک ناحیه اشاره دارند)، ازاین‌رو در طول مسیر، این تفاوت‌ها را نیز روشن‌تر خواهیم کرد.

 

۱. اولین سفر بشارتی پولس رسول (اعمال رسولان باب‌های ۱۳ تا ۱۴)


۱. اولین سفر بشارتی پولس رسول (اعمال رسولان باب‌های ۱۳ تا ۱۴)
۱. اولین سفر بشارتی پولس رسول (اعمال رسولان باب‌های ۱۳ تا ۱۴)

 

سفر نخست پولس از شهر انطاکیه آغاز شد. در نقشه‌های دنیای باستان، معمولاً دو شهر با نام «انطاکیه» دیده می‌شود. هر دو به افتخار آنتیوخوس، پدر سلوکوس اول، نام‌گذاری شده‌اند. انطاکیه‌ای که در اعمال باب ۱۳ ذکر شده، سومین شهر بزرگ امپراتوری روم و پایتخت ایالت سوریه بود که امروزه در جنوب ترکیه قرار دارد. انطاکیه دیگر در ناحیه‌ای به نام «پیسیدیه» بود که اکنون نیز بخشی از ترکیه است. در بیشتر ترجمه‌های کتاب‌مقدس از آن با عنوان «انطاکیه پیسیدیه» یاد شده است.

در انطاکیه (شهر بزرگ سوریه)، روح‌القدس پولس و برنابا را از میان ایمانداران جدا کرد و ایشان را برای نخستین سفر بشارتی فرستاد.

 

قبرس

سفر اول پولس او را با کشتی به ایالت رومی قبرس برد. قبرس امروز کشوری مستقل در جنوب سوریه است. پولس و برنابا در بندر «سلامیس» فرود آمدند، و یوحنا مرقس (که احتمالاً پسرخاله برنابا بود) در آنجا به ایشان کمک کرد تا انجیل را در کنیسه‌های یهودیان اعلام کنند.

از سلامیس به شهر «پافوس» رفتند، جایی که با جادوگری یهودی به نام «بر عیسی» (که او را «ایلیموس» نیز می‌خواندند) روبه‌رو شدند. او برای فرماندار، «سرجیوس پولس»، کار می‌کرد. فرماندار خواستار شنیدن کلام خدا بود، اما ایلیموس جادوگر مانع می‌شد. پولس که از روح‌القدس پر بود، او را «فرزند ابلیس» خواند و نابینایش کرد. سرگیوس که این واقعه را دید، ایمان آورد.

به‌گونه‌ای طنزآمیز، ایلیموس قصد داشت فرماندار را از مسیح دور کند، اما خود وسیله‌ای شد تا خدا سرگیوس را به سوی ایمان بکشاند.

 

پامفیلیه

از پافوس، پولس و همراهانش به ایالت رومی پامفیلیه (در ترکیه امروزی) رفتند و به شهر «پرجه» رسیدند. در آنجا یوحنا مرقس آنان را ترک کرد و به اورشلیم بازگشت (که دقیقاً در جهت مخالف مسیر ایشان بود). دلیل این کار معلوم نیست، اما بعدها میان پولس و برنابا بر سر او اختلاف افتاد.

پولس و برنابا سپس به انطاکیه پیسیدیه رفتند، جایی که در کنیسه از آنان خواسته شد موعظه کنند. در آغاز، یهودیان پیام ایشان را پذیرفتند، اما هفتهٔ بعد که جمعیت زیادی برای شنیدن پولس آمدند، رهبران یهود حسادت کردند و در برابر انجیل ایستادند. در نتیجه، پولس و برنابا تصمیم گرفتند پیام را به امت‌ها نیز اعلام کنند.

بسیاری از غیریهودیان ایمان آوردند و «کلام خدا در تمام ناحیه منتشر شد. اما یهودیان زنان خداپرست و اشراف و مردان سرشناس شهر را تحریک کردند و پولس و برنابا را آزار داده، از شهر بیرون راندند.» اعمال رسولان باب ۱۳ آیات ۴۹ و ۵۰

 

فریجیه

پولس و برنابا که از پامفیلیه رانده شده بودند، به شهر «ایکونیوم» در ناحیهٔ فریجیه رفتند (امروزه «قونیه» در ترکیه). باز هم در کنیسه موعظه کردند و بسیاری از یهودیان و یونانیان ایمان آوردند. اما گروهی از یهودیان که نپذیرفتند، آشوب به‌پا کردند. با وجود آن، خدا از طریق ایشان آیات و معجزات می‌کرد (اعمال باب ۱۴ آیه ۳). مخالفت‌ها افزایش یافت تا جایی که نقشه‌ای برای سنگسارشان کشیده شد، پس شهر را ترک کردند.

 

لیکائونیه

پولس و برنابا از ترس آزار، از فریجیه بیرون رفتند و به «لستره» در ناحیهٔ لیکائونیه آمدند. در آنجا پولس مردی لنگ را شفا داد. مردم که این معجزه را دیدند، آنان را خدایان پنداشتند: برنابا را زئوس و پولس را هرمس خواندند و کاهن معبد زئوس گاوان و تاج‌های گل آورد تا برایشان قربانی کند.

پولس و برنابا تلاش کردند ایشان را از پرستش خود بازدارند و توجهشان را به خدای حقیقی معطوف کنند. اما دشمنان یهودی از انطاکیه و ایکونیوم آمدند و جمعیت را تحریک کردند تا پولس را سنگسار کنند. او را نیمه‌جان بیرون از شهر انداختند، ولی وقتی شاگردان گرد او جمع شدند، برخاست و دوباره به شهر بازگشت.

پس از آن، به شهر «دَربه» رفتند و در آنجا «بسیاری را شاگرد ساختند». اعمال رسولان باب ۱۴ آیه ۲۱

 

بازگشت به انطاکیه

بعد از مدتی در دربه، پولس و برنابا از همان مسیر بازگشتند و از شهرهای لستره، ایکونیوم، انطاکیه پیسیدیه و پرجه عبور کردند. در هر شهر ایمانداران را تشویق کردند و در ایمان استوار ساختند. در مسیر برگشت، از شهری تازه در پامفیلیه به نام «آتالیه» نیز گذشتند (که در اعمال فقط به‌اختصار ذکر شده است). احتمال دارد در آنجا هم جماعتی ایماندار پدید آمد.

از آتالیه مستقیماً به انطاکیه بزرگ بازگشتند و به کلیسا گزارش سفر خود را دادند و خدا را برای کاری که در میان امت‌ها انجام داده بود، تمجید کردند.

 

۲. دومین سفر بشارتی پولس (اعمال رسولان باب‌های ۱۶:۲۳ تا ۲۰:۳۸)


۲. دومین سفر بشارتی پولس (اعمال رسولان باب‌های ۱۶:۲۳ تا ۲۰:۳۸)
۲. دومین سفر بشارتی پولس (اعمال رسولان باب‌های ۱۶:۲۳ تا ۲۰:۳۸)

 

دومین سفر بشارتی پولس رسول بسیاری از کلیساهایی را بنیان نهاد که بعداً در نامه‌های شبانی خود به آن‌ها نوشت. جالب است که این سفر در نتیجهٔ یک «اختلاف شدید» میان او و برنابا آغاز شد. برنامهٔ اولیهٔ پولس این بود که دوباره از همان مسیر نخستین سفرشان عبور کنند تا ایمانداران هر شهر را تقویت کرده و پیام تصمیم شورای اورشلیم دربارهٔ ایمانداران غیریهودی را برایشان بازگو کنند.

اما برنابا می‌خواست یوحنا مرقس (که در سفر اول آنان را ترک کرده بود) را نیز همراه ببرد. پولس به‌شدت مخالف بود و در نتیجه از یکدیگر جدا شدند. این جدایی باعث شد دو سفر بشارتی جداگانه آغاز شود: برنابا همراه مرقس به قبرس رفت، و پولس با مردی به نام سیلاس از ایالات سوریه و کیلیکیه گذر کرد.

 

در لیکائونیه،

 نخستین شهرهایی که در سفر دوم پولس ذکر شده، «دَربه» و «لستره» بودند. در اینجا، پولس و سیلاس همراه تازه‌ای یافتند: تیموتائوس. مردم از او نیکو سخن می‌گفتند و پولس خواست او را نیز همراه ببرد. اما چون تیموتائوس نیمه‌یهودی و نیمه‌یونانی بود، بیم آن می‌رفت که یهودیان محلی پیام ایشان را نپذیرند، پس پولس او را ختنه کرد. این تصمیم از سر ملاحظه بود، نه از الزام شریعت، زیرا ایشان دقیقاً آمده بودند تا بگویند غیریهودیان نیازی به ختنه ندارند (اعمال رسولان باب ۱۶ آیات ۳ تا ۴).

از آنجا، گروه به سوی فریجیه رفتند. کتاب اعمال مشخص نمی‌کند در کدام شهر توقف کردند، اما چون پولس در سفر نخست در «ایکونیوم» کلیسایی بنا کرده بود، احتمالاً آنجا را نیز دوباره دید. نکتهٔ مهم این است که در این بخش نوشته شده: «روح‌القدس ایشان را بازداشت تا در ایالت آسیا کلام را اعلام نکنند» (اعمال رسولان باب ۱۶ آیه ۶).

 

در شمال فریجیه،

 ایالت «غلاطیه» بود. اعمال در اینجا جزئیاتی نمی‌دهد، اما می‌دانیم که بعدتر پولس به مسیحیان این ناحیه نامه نوشت. هدف بخشی از سفر دوم، رساندن تصمیم شورای اورشلیم بود مبنی بر اینکه ایمانداران غیریهودی زیر احکام شریعت موسی نیستند. اما بعدها پولس در نامه‌اش به غلاطیان نوشت که برخی از آنان دوباره تحت فشار برای عمل به شریعت (به‌ویژه در باب ختنه) قرار گرفته‌اند.

 

از غلاطیه،

 پولس و یارانش به غرب رفتند و تا مرز «موسیه» در ایالت آسیا (ترکیه امروزی) پیش رفتند. قصد داشتند به شمال، به ناحیه «بیتینیه» بروند، اما «روح عیسی اجازه نداد» (اعمال رسولان باب ۱۶ آیه ۷). بنابراین از موسیه گذشتند و به شهر «تِرواس» رسیدند. در آنجا پولس رؤیایی دید: مردی از مقدونیه از او التماس می‌کرد «به مقدونیه بیا و ما را یاری کن». پولس این رؤیا را دعوت الهی دانست تا به آن سرزمین بروند.

 

در اعمال باب ۱۶ آیه ۱۰، برای نخستین بار نویسنده (که به‌طور سنتی «لوقا» شناخته می‌شود) خود را وارد روایت می‌کند: «پس از آنکه پولس رؤیا را دید، بی‌درنگ آماده شدیم تا به مقدونیه برویم، زیرا دانستیم که خدا ما را خوانده است تا در آنجا بشارت دهیم.» به نظر می‌رسد که لوقا در همین تِرواس به گروه پیوسته است.

 

پولس و همراهانش از تِرواس سوار کشتی شدند و پس از توقفی در جزیرهٔ «ساموتراس ۱»، به «نِئاپولیس ۲» و سپس به «فیلیپی» رسیدند. در بیرون دروازه شهر با زنانی سخن گفتند؛ یکی از آنان زنی ثروتمند و فروشندهٔ پارچهٔ ارغوانی به نام «لیدیه» بود. او و خانواده‌اش تعمید گرفتند و از پولس دعوت کردند در خانه‌اش اقامت کند.

 

بعدتر، زنی برده که روحی برای پیشگویی داشت، روزها آنان را دنبال می‌کرد و فریاد می‌زد: «این مردان خادمان خدای متعال‌اند و راه نجات را به شما اعلام می‌کنند» (اعمال باب ۱۶ آیه ۱۷). پولس سرانجام از این فریادها خسته شد و روح ناپاک را از او بیرون کرد. صاحبان آن زن که از پیشگویی او سود می‌بردند، خشمگین شدند و مردم را علیه پولس و سیلاس شوراندند. ایشان را تازیانه زدند و به زندان انداختند.

 

نیمه‌شب، در حالی که در زندان سرود می‌خواندند، زلزله‌ای سخت روی داد، درهای زندان باز شد و زنجیرها از دست زندانیان افتاد. زندان‌بان چون دید درها بازند، خواست خود را بکشد، اما پولس او را بازداشت و گفت همه در زندان‌اند. آن مرد سخنان ایشان را شنید، ایمان آورد و با خانواده‌اش تعمید گرفت.

 

صبح روز بعد، مقام‌های شهر دستور آزادی دادند، اما پولس گفت که ما شهروندان رومی هستیم و بدون محاکمه تازیانه خورده‌ایم. ترس مقام‌ها را فراگرفت، ایشان را آزاد کردند و عذر خواستند. پولس و سیلاس به خانهٔ لیدیه بازگشتند و سپس شهر را ترک کردند.

 

آنان از شهرهای مقدونی «آمفیپولیس» و «آپولونیه» گذشتند تا به «تسالونیکی» رسیدند. 

 

در کنیسه موعظه کردند و بسیاری از یهودیان و یونانیان ایمان آوردند، اما دیگران برآشفتند و آشوب برپا کردند. شبانه، ایمانداران پولس و یارانش را به «بریه» فرستادند. مردم بریه با اشتیاق گوش دادند و هر روز کتاب‌مقدس را بررسی می‌کردند تا درستی سخنان پولس را بیازمایند. بسیاری ایمان آوردند، اما وقتی مخالفان از تسالونیکی شنیدند که پولس در بریه است، آمدند و مردم را تحریک کردند. پولس از آنجا به آتن فرستاده شد، و سیلاس و تیموتائوس ماندند.

 

در آتن،

  که در ناحیه «اخائیه» قرار داشت، پولس در حالی که منتظر همراهانش بود، دید شهر پر از بت است. او در کنیسه و میدان با فیلسوفان بحث می‌کرد. یکی از مذبح‌ها نوشته‌ای داشت: «برای خدای ناشناخته». پولس از همین فرصت بهره گرفت تا دربارهٔ خدای حقیقی سخن بگوید که مرد و برخاست تا همه نجات یابند. او از فلسفه و شعر یونانیان نیز بهره گرفت تا حقیقت انجیل را نشان دهد. پس از تشکیل جماعتی ایماندار در آتن، به غرب و به «قرِنتس» رفت.

 

در قرنتس،

 با زن و شوهر یهودی خیمه‌دوز به نام «پریسکیلا» و «آکیلا» آشنا شد و با آنان کار کرد. هر سبت در کنیسه برای یهودیان و یونانیان موعظه می‌کرد. وقتی سیلاس و تیموتائوس از مقدونیه رسیدند، پولس تمام توجه خود را بر شهادت دادن دربارهٔ عیسی برای یهودیان گذاشت. اما چون ایشان مخالفت کردند، پولس رو به غیریهودیان آورد. بسیاری از یونانیان ایمان آوردند. یهودیان او را نزد فرماندار آوردند، اما فرماندار گفت این دعوایی مذهبی است و مداخله نکرد. پولس یک سال و نیم در قرنتس ماند و پس از آن همراه پریسکیلا و آکیلا از آنجا رفت.

پیش از حرکت به سوی سوریه، در بندر «کنخریه» موی خود را تراشید تا نذری را به انجام رساند. سپس با کشتی به شهر «افسُس» رفت و پریسکیلا و آکیلا را در آنجا گذاشت و وعده داد اگر ممکن باشد بازگردد. پس از اقامت کوتاهی، رهسپار «قیصریه» شد، و از آنجا به اورشلیم رفت.

بدین‌گونه دومین سفر بشارتی پولس در اورشلیم پایان یافت.

 

۳. سومین سفر بشارتی پولس رسول (اعمال رسولان باب‌های ۱۸:۲۳ تا ۲۰:۳۸)


۳. سومین سفر بشارتی پولس رسول (اعمال رسولان باب‌های ۱۸:۲۳ تا ۲۰:۳۸)
۳. سومین سفر بشارتی پولس رسول (اعمال رسولان باب‌های ۱۸:۲۳ تا ۲۰:۳۸)

 

در کتاب اعمال رسولان، هیچ گذار مشخصی میان پایان سفر دوم و آغاز سفر سوم پولس وجود ندارد. او تقریباً بلافاصله پس از رسیدن به اورشلیم، سفر بعدی خود را آغاز کرد. هرچند سفر دومش در اورشلیم پایان یافت، اما آغاز سفر سوم در انطاکیه بود، حدود سیصد مایل شمال‌تر از آن.

پولس از انطاکیه رهسپار غرب شد و از میان ایالت‌های غلاطیه و فریجیه گذشت تا شاگردان را تقویت کند، چنان‌که نوشته شده است: «از جایی به جای دیگر می‌رفت و شاگردان را در ایمان استوار می‌ساخت». اعمال رسولان باب ۱۸ آیه ۲۳


در این مسیر شهرهایی چون دربه، لستره و ایکونیوم (قونیه امروزی) را دربر می‌گرفت.


در ادامه به سمت غرب رفت و به «افسُس» رسید، پایتخت ایالت آسیا، جایی که در سفر پیشین پریسکیلا و آکیلا را گذاشته بود. از زمان رفتن او، مردی به نام «آپولُس» در آنجا بشارت می‌داد، اما دربارهٔ روح‌القدس چیزی نمی‌دانست. پولس وقتی رسید، تعلیم داد که تعمید به آب با تعمید به روح فرق دارد. او سه ماه در کنیسه‌ها موعظه کرد، اما چون برخی شروع به انتقاد از ایمان مسیحی کردند، مکان را ترک گفت و در تالاری به بحث و تعلیم ادامه داد. این کار دو سال به طول انجامید و خدا از طریق او معجزات بسیار انجام می‌داد؛ حتی دستمال‌ها و پیش‌بندهایی که او لمس کرده بود بیماران را شفا می‌دادند و ارواح ناپاک را بیرون می‌راندند.

 

چند یهودی تصور کردند که اگر نام پولس را به کار برند، می‌توانند ارواح را بیرون کنند. هفت پسر یکی از کاهنان بزرگ یهود، سکوا، به روح شریر گفتند: «تو را به نام عیسی که پولس درباره‌اش موعظه می‌کند امر می‌کنیم بیرون آی!» اما روح پاسخ داد: «عیسی را می‌شناسم و پولس را می‌دانم کیست، اما شما را نمی‌شناسم!» و بر آنان حمله برد و همه را زخمی و برهنه کرد. این ماجرا در سراسر افسُس پیچید، مردم از نام عیسی ترس و احترام یافتند، و بسیاری از جادوگران توبه کردند و طومارهای جادویی خود را سوزاندند که ارزششان بیش از صد و سی سال مزد کارگر بود. اعمال رسولان باب ۱۹ آیه ۱۹

 

در همان زمان، نقره‌سازی به نام «دمیتریوس» دریافت که انجیل کارش را از رونق انداخته است، زیرا مردم دیگر تمایلی به ساخت و خرید بت‌ها نداشتند. او صنعتگران را گرد آورد و شهر را به آشوب کشید. دو تن از همراهان پولس را گرفتند و به تماشاخانه آوردند. پولس خواست جمع را خطاب کند، اما شاگردان نگذاشتند. در نهایت، منشی شهر جمعیت را آرام کرد و گفت اگر شکایتی دارند باید در دادگاه رسمی مطرح کنند، وگرنه خودشان به جرم شورش مجازات خواهند شد.

 

پس از آرام شدن اوضاع، پولس از طریق دریا به مقدونیه رفت، در سراسر آن ناحیه ایمانداران را تشویق کرد و سپس به یونان رسید، جایی که سه ماه ماند. قصد داشت از آنجا با کشتی به سوریه بازگردد، ولی چون گروهی توطئه علیه او کردند، از راه مقدونیه برگشت. در مسیر، شاگردانی از بریه، تسالونیکی، دربه و ایالت آسیا با او همراه شدند و پیشاپیش به تِرواس رفتند. پولس مدتی در فیلیپی ماند و سپس به ایشان پیوست.

 

در تِرواس، پولس هفت روز اقامت کرد. شب پیش از رفتن، تا دیروقت در اتاق بالاخانه تعلیم می‌داد. جوانی که کنار پنجره نشسته بود، به خواب رفت و از طبقهٔ سوم افتاد و مرد. پولس بر او خم شد و گفت: «جان در اوست» و او زنده شد. سپس بازگشت و تا صبح تعلیم را ادامه داد.

 

پس از آن از تِرواس پیاده به «آسُس» رفت و از آنجا به «میتیلِنه» دریانوردی کرد. چون می‌خواست پیش از روز پنطیکاست به اورشلیم برسد، از افسُس گذشت و در «میلیتوس» توقف کرد تا با رهبران کلیسای افسُس دیدار کند. به آنان گفت که هر آنچه برای تعلیم و مراقبت از گلهٔ خدا لازم بود، به ایشان آموخته است و دیگر ایشان را نخواهد دید. هشدار داد که مراقب تعلیم‌دهندگان دروغین باشند و سخن مشهور عیسی را یادآور شد:«خوشبخت‌تر است انسان که بدهد تا بگیرد» اعمال رسولان باب ۲۰ آیه ۳۵

 

سپس سفر خود را ادامه داد.

 

در مسیر بازگشت، در جزایر «کوس»، «رودس» و «پاتارا» توقف کوتاه داشتند و سپس از دریای مدیترانه گذشتند و به ساحل فنیقیه (جنوب سوریه امروزی) رسیدند. در شهر «صور» شاگردان محلی به وسیلهٔ روح به او گفتند به اورشلیم نرود، اما گوش نداد. از آنجا به بندر «بطلمیوس» و سپس به «قیصریه» رفتند و در خانهٔ «فیلیپ بشارت‌دهنده» ماندند. در آنجا نبی‌ای پیشگویی کرد که پولس در اورشلیم گرفتار شده و به دست امت‌ها سپرده خواهد شد. با این حال، او باز هم رفت و در اورشلیم دستگیر و به حکام رومی سپرده شد.

 

کتاب اعمال سه سفر بشارتی مشخص از پولس را روایت می‌کند، اما برخی از محققان و نویسندگان مسیحی باستان گفته‌اند

 

۴. سفر چهارمی نیز بوده است.

 

برخی سفر کوتاه او از قیصریه به اورشلیم را چهارمین سفر می‌دانند، ولی چون خودِ پولس قصد داشت سفر سومش را در اورشلیم پایان دهد و حتی از افسُس گذشت تا زودتر به آنجا برسد، این دیدگاه چندان پذیرفته نیست. گروهی نیز اسارت او را نوعی سفر بشارتی می‌دانند، اما چون خود او آن را انتخاب نکرد، معمولاً جزو سفرها شمرده نمی‌شود.

 

استدلال برای سفر چهارم بیشتر بر اشاره‌های پراکنده در نامه‌های پولس استوار است. او گاهی از سفرها و دیدارهایی یاد می‌کند که در اعمال یا نامه‌های دیگر ثبت نشده‌اند. برای نمونه، در نامه به رومیان می‌نویسد که قصد دارد به اسپانیا برود. رومیان باب ۱۵ آیه ۲۴

و هرچند در هیچ‌یک از نوشته‌هایش گزارش این سفر را نمی‌دهد، پدران کلیسای نخستین گفتند که او واقعاً تا اسپانیا رفت. کلمنت رومی (قرن اول) نوشت که پولس «تا سرزمین‌های غرب» رفت که در آن زمان به معنی اسپانیا بود. یوحنای زرین دهان (قرن چهارم) گفت: «او پس از بودن در روم به اسپانیا بازگشت، هرچند نمی‌دانیم دوباره از آنجا برگشته باشد یا نه.» و سیریل اورشلیمی نیز نوشت که پولس «اشتیاق بشارت خود را تا اسپانیا رسانید.»

 

در دوم تیموتائوس باب ۴ آیات ۱۶ تا ۱۷ نیز اشاره‌ای هست به «اولین دفاع من» که در آن پولس می‌گوید از دهان شیر رهایی یافته است. برخی این را اشاره به دفاع او در برابر نِرون، امپراتور روم، می‌دانند که در پایان کتاب اعمال در آستانهٔ آن بود.

 

در نامه‌های پولس موارد دیگری نیز هست که با روایات اعمال هم‌پوشانی ندارند، اما چون مکان‌ها و وقایع مشابه‌اند و او سال‌های زیادی را در برخی از این نواحی گذرانده، نمی‌توان با قطعیت گفت آیا سفر چهارمی واقعاً انجام شده است یا نه.

 

سفرهای بشارتی پولس بخش مهمی از عهد جدید را تشکیل می‌دهند. نامه‌های او خطاب به همان جماعت‌هایی است که در این سفرها بنا کرد و از طریق آن‌ها می‌توان دید چگونه ایمان مسیحی در مدت کوتاهی به میان امت‌ها گسترش یافت.



۱. ساموتراس (به یونانی: Σαμοθρᾴκη – Samothrákē) → جزیره‌ای در شمال دریای اژه، میان مقدونیه و آسیای صغیر.

۲. نِئاپولیس (به یونانی: Νεάπολις – Neápolis) → بندری در شمال یونان باستان، که امروزه کاوالا (Kavala) نام دارد.



ترجمه در خدمت «چهره به چهره»

منبع از وبسایت overviewbible

 

 


 

 

 
 
 

Comments


facebook.png
twitter.png
mail.png
whatsapp.png
telegram.png
bottom of page