آیا ایمانداران باید از مرگ شریران خوشحال بشوند؟
- FacetoFace Ministry
- Jun 16
- 7 min read
Updated: Aug 2

دنیا در نیم قرن اخیر به شکل هولناکی تاریکتر شده است. شرارت نه تنها در پشت صحنههای قدرت که در میدانهای جنگ، خیابانها، خانهها و ذهن مردم پخش شده. حمله روسیه به اوکراین هزاران انسان بیگناه را به کام مرگ کشاند. حمله ۷ اکتبر توسط حماس و پاسخ سنگین نظامی اسرائیل، تنها در چند روز، هزاران کشته و زخمی برجای گذاشت و بسامدهای آن بعد از گذشت یکسال هنوز ادامه دارد. در این میان، مردم ایران چهلوهفت سال است که زیر فشار دیکتاتوری بیامان جمهوری اسلامی، زندگیشان را میان سانسور، فقر، شکنجه و ترس تعریف میکنند. و حالا در آستانهٔ جنگهای تازه مثلا جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران، در دل خیلی از ایرانیان—حتی بسیاری از ایمانداران—آرزویی زمزمه میشود: کاش خامنهای بمیرد. کاش پوتین سقوط کند. کاش شرارت از روی زمین برداشته شود—حتی اگر با مرگِ عاملان آن باشد.
اما دقیقاً در همین نقطه است که دل مسیحی به لرزه میافتد. سؤال از لابهلای دعاها، تحلیلها و خشمها سر برمیآورد: آیا واقعاً باید از مرگ شریران خوشحال شویم؟ وقتی ستمگری میمیرد، آیا ما اجازه داریم احساس آسودگی، یا حتی پیروزی کنیم؟ اگر کسی که عامل هزاران درد و مرگ بوده، از بین برود، آیا شادی ما موجه است؟ یا این واکنش، با دعوت انجیل و قلب خداوند تضاد دارد؟
ایمانداران امروز با پرسشی روبهرو هستند که فقط نظری نیست، بلکه روزانه در احساسات، واکنشها و گفتگوهایشان حضور دارد. کلیسا چگونه باید درباره مرگ یک ظالم فکر کند؟ آیا کتابمقدس پاسخ روشنی برای این وضعیت دارد؟ آیا شادی از مرگ شریر، نشانهٔ ایستادن در کنار عدالت خداست، یا نشانهای از فاصلهگرفتن از محبت او؟
در ادامه، به بررسی این پرسشها از منظر کتابمقدس میپردازیم، تا ببینیم چگونه میتوان در جهانی پر از ظلم و انتقام، قلبی مسیحی و وفادار به حقیقت داشت.
در ابتدا به آیه ای می پردازم که می تواند پاسخ سوالات ما را بدهد و مبحث را تمام بکند. اما موضوع مورد بحث ما نیاز به بررسی بیشتر دارد:
نیکان وقتی ببینند که شریران به کیفر خود رسیدهاند، خوشحال خواهند شدو پایهای خود را در خون آنان خواهند شست. (مزمور باب ۵۸ آیه ۱۰)
در این آیه می بینیم که ایمانداران (نیکان) از مرگ شریران خوشحال هستند!
در ابتدای کار، پیش از آنکه درباره احساس نیکان نسبت به مرگ شریران قضاوت کنیم، باید بفهمیم که کتابمقدس چه کسی را «شریر» مینامد. این واژه بار احساسی سنگینی دارد و ذهن ما را فوراً به سمت افرادی مثل قاتلان، دیکتاتورها یا ظالمان بزرگ میبرد. اما در نگاه کتابمقدس، تعریف «شریر» صرفاً بر اساس شدت جرم یا خشونت نیست، بلکه ریشه در رابطهٔ انسان با خدا دارد. در کتابمقدس، واژهٔ «شریر»
(בָּרָשָׁע - rashaʿ در عبری، ἀσεβής - asebēs در یونانی)
بهطور کلی به کسی اطلاق میشود که:
- از خدا نافرمانی میکند
- بیایمان است
- در گناه زندگی میکند و توبه نمیکند
- مخالف عدالت خداوند و بیحرمتکنندهٔ ارادهٔ اوست
شریر ممکن است ظالمی سیاسی باشد، یا انسانی کاملاً مؤدب و محترم از نظر اجتماعی؛ اما اگر از نظر روحانی، در دشمنی با خدا بماند و نجات را رد کند، همچنان در وضعیت «شریر» قرار دارد. این حقیقت، بسیار چالشبرانگیز است، چرا که به ما یادآور میشود شرارت فقط در اعمال آشکار نیست، بلکه در وضعیت قلب انسان نسبت به خالقش نیز نهفته است.
کتابمقدس بارها نشان میدهد که شریران نه تنها خدا را نمیجویند، بلکه افکارشان در تضاد با حضور اوست[۱]. خداوند بارها از آنها میخواهد که از راههای خود بازگردند و بهسوی او بیایند[۲]. ولی در نهایت، اگر کسی از این دعوت سر باز زند، سرنوشتش هلاکت است، نه بهخاطر آنچه صرفاً انجام داده، بلکه بهخاطر آنچه رد کرده اند: و آن فیض خدا[۳].
شریر بودن در کتابمقدس، معنایی نجاتشناختی دارد. انسانها یا در وضعیت فیض خدا (نجات) هستند، یا در انکار آن یعنی دشمنی با خدا. بنابراین، از نگاه کتابمقدس، شریر تنها کسی نیست که مردم را میکشد یا برفرض دزد است، بلکه هر کس که بدون ایمان به مسیح زندگی میکند، از نظر روحانی، در این وضعیت قرار دارد. این نگاه نه برای محکومکردن، بلکه برای فهم وضعیت انسان در برابر خداست. اگر این موضوع را درک نکنیم، تمام بحث درباره داوری، عدالت، یا حتی شادی نیکان بر نابودی شریران، معنای خود را از دست خواهد داد.
اما حالا این پرسش مطرح میشود: اگر خدا خواستار نجات شریران است، پس چرا در برخی بخشهای کتابمقدس شادی از نابودی آنها توجیهپذیر به نظر میرسد؟
در کلام خدا، بهویژه در عهد عتیق، لحظاتی هست که نویسندگان مزامیر از شکست یا مرگ دشمنان خدا ابراز شادی میکنند. این نوع شادی اما بیشتر بیانگر رضایت از اجرای عدالت است، نه هیجان سادیستی از نابودی یک انسان. وقتی مزامیر از این سخن میگویند که «شریر شمشیر کشید و شمشیرش در قلب خودش فرو رفت»، این توصیف بیشتر یک تصویر از شکست شرارت در برابر عدالت خداست، نه تشویق به لذت بردن از مرگ شخصی دیگر[۴].
این لحن، بازتابی از شرایط تاریخی و سیاسی قوم اسرائیل هم هست: مردمی که در محاصرهی دشمنان بیرحم بودند و تنها امیدشان، دخالت مستقیم خدا برای پایاندادن به ظلم بود. در چنین فضایی، شادی از سقوط دشمن، بیان ایمان به عادل بودن خدا و وفاداری اوست و نه شادی از مرگ یک جان.
در عهد جدید، نگاه به دشمن بهطور اساسی دگرگون میشود. عیسی نه تنها شریران را محکوم نمیکند، بلکه فراخوان میدهد به محبت کردن به دشمن، دعا برای جفاکننده، و حتی اشتیاق به نجات همان کسانی که مسیحیان را آزار میدهند[۵]. این تعلیم ریشهدار در خود شخصیت عیسی است: کسی که برای دشمنانش بر صلیب دعا کرد.
در نگاه انجیل، انسانها فقط گناهکار نیستند، بلکه گمشدهاند. و وظیفهٔ کلیسا نجات است، نه داوری. اگر پسر انسان نیامده تا جانها را هلاک کند، بلکه تا آنها را نجات دهد، پس پیروان او هم باید در همان مسیر گام بردارند[۶].
اینجاست که واکنش ما به مرگ شریران، تبدیل به یک آزمایش قلبی برای تک تک ما در کلیسا میشود، خواه ایران باشد خواه اوکراین خواه اسرائیل. آیا در مرگ دشمن شاد میشویم چون عدالت برقرار شد؟ یا چون کینهمان آرام گرفت؟ آیا از سقوط شرارت خرسندیم؟ یا از نابودی انسان؟ مرز این دو بسیار نازک است و قلب ما نیاز دارد با فروتنی در نور محبت خداوند بررسی شود.
در پایان، باید با واقعبینی اعتراف کنیم که شریر در کتابمقدس فقط یک دیکتاتور نیست، فقط کسی نیست که مردم را به بند میکشد یا جنگ به راه میاندازد. شریر، از نگاه کلام خدا، هر کسیست که نجات را رد میکند، هر که از ایمان دور مانده و در گناه زندگی میکند حتی اگر از نظر ما «آدم خوبی» باشد.
با وجود این تعریف سختگیرانه، ما بهعنوان ایمانداران، فراخوانده نشدهایم تا داور نهایی باشیم. ما دعوت شدهایم به محبت، دعا و شهادت. این کار ماست؛ داوری با خداوند است. شادی از اجرای عدالت خداوند امری درست است، اما شادی شخصی از مرگ حتی مرگ دشمنانمان با روح مسیح همخوانی ندارد. اگر دل ما از مرگ یک گناهکار شاد میشود، باید در برابر صلیب بایستیم و قلب خود را بسنجیم. آیا شادی ما از اجرای عدالت خداست، یا از انتقام؟ آیا خشنودیم چون خدا درست داوری کرد، یا چون کینهمان آرام گرفت؟
مسیح ما را به راه دیگری دعوت میکند. کتابمقدس با صدای بلند میگوید:
«آیا من از مرگ شریر مسرورم؟ میگوید خداوند یهوه؛ نه، بلکه از اینکه شریر از راه خود بازگشته و زنده ماند؟» (حزقیال ۲۳:۱۸)
و ما نیز باید با همان زاویه دید، به واقعیت سقوط ظالمان نگاه کنیم. شادی ما نباید بر مرگ کسی بنا شود حتی اگر دشمن باشد. بلکه باید شکر کنیم که خدا عادل است و ظلم را بیپاسخ نمیگذارد، و در همان حال، برای گمشدهها دلسوخته بمانیم.
در مزمور ۹، داوود از پیروزی بر دشمنان خدا شکرگزاری میکند، اما لحن او نه کینهتوزانه است و نه شخصی، بلکه تمرکزش بر عدالت و اقتدار داوری خداوند است:
«یَهُوَه را به تمامی دل خود حمد خواهم گفت؛ همه عجایب تو را بازگو خواهم نمود.به تو شادی و وجد خواهم نمود و نام تو را ای تعالیدهندهٔ من خواهم سرایید.زیرا دشمنانم به عقب برگشتند؛ لغزیدند و از حضور تو هلاک شدند.زیرا که داوری مرا و دعوای مرا به جا آوردهای؛ بر کرسی نشستهای و به عدالت داوری نمودهای.» (مزمور ۱:۹-۴)
عیسی مسیح این اصل نجات گناهکار و شادی را به شکلی زیبا بیان کرد «شادی در آسمان برای یک گناهکارِ توبهکننده، بیشتر است تا برای نود و نه عادلی که احتیاجی به توبه ندارند» (لوقا ۱۵:۷) .شادی حقیقی در نجات است، نه در نابودی.
اگر خامنهای، پوتین یا هر ظالم دیگری بدون ایمان بمیرد، واکنش ایماندار نباید خنده یا فریاد پیروزی باشد. بلکه باید یادآوری تلخی باشد از اینکه انسان، بدون مسیح، گمشده است. در روز داوری، تنها یک چیز اهمیت دارد: نجات در مسیح.
و آن روزی که دشمن تو سقوط کرد و داوری خدا اجرا شد، به یاد بیاور آنچه کتاب امثال میگوید «وقتی دشمنانت دچار مصیبت میشوند، خوشحال نشو و هنگامی که میافتند، شادی نکن، مبادا خداوند این کار تو را ببیند و در نظرش ناپسند آید، و از مجازات آنها دست بردارد» (امثال ۱۷:۲۴-۱۸)
و اما ماموریت اعظم
در نهایت، تمام این پرسشها و پاسخها ما را به یک نتیجه حیاتی میرساند: اگر شرارت در دنیا رو به افزایش است، اگر ظلم گستردهتر شده و سقوط ظالمان مایه شکرگزاری از عدالت خدا است، پس چقدر بیشتر باید ما ایمانداران، برای نجات جانهای گمشده بیدار و مسئول باشیم.
این روزها فقط روزهای سیاست و نوشتنِ تاریخ نیستند؛ ما در زمانهای آخر به سر می بریم. و در این روزهای آخر، دعوت ما به انجام مأموریت اعظم مسیح از همیشه جدیتر است. خداوند این روزها را به خوبی می دید و به همین دلیل فرمود:
«بروید و همهٔ امتها را شاگرد سازید…» (متی ۱۹:۲۸)
اگر ایمان داریم که مرگ بدون نجات یک تراژدی ابدیست، پس سکوت ما خودش نوعی بیرحمی است. دنیا باید بداند که خدا نه از مرگ شریر، بلکه از توبهٔ او خوشحال میشود. و این پیام باید از دهان ما شنیده شود.
وظیفهٔ ما فقط قضاوت اخلاقی نیست، بلکه رساندن پیغام نجات به دشمنان، ظالمان، گمشدهها، و حتی کسانیست که از آنها میترسیم یا بیزاریم. این است راهی که قلب مسیح را منعکس میکند.
پانویس و منابع
۱. مزامیر باب ۱۰ آیات ۳ تا ۴
۲. اشعیا باب ۵۵ آیه ۷
۳ . مزامیر باب ۳۷ آیه ۹ و رساله به رومیان باب ۳ آیه ۱۰
۴. مزامیر باب ۳۵ آیه ۹ و باب ۳۷ آیات ۱۴ تا ۱۵
۵. متی باب ۵ آیه ۴۴
۶. لوقا باب ۹ آیه ۵۶
مانی محمدی




Comments